در اساطیر قبرس،"پیگمالیون" پیکرتراشی است که از زنان دوری می جوید اما خود پیکری زنانه می آفریند که آنچنان زیباست که دل و هوش او را می رباید... این عشق آنقدر عمیق است که خدایان در تندیس زیبا روح می دمند و او (گالاتئا) به همسری پیگمالیون در می آید و نسل خود را به راه می اندازند...
***
برنارد شاو نمایشنامه ای به نام پیگمالیون دارد که حکایت ِ استاد آواشناسی ِ اشراف زاده ای است که شرط می بندد از دخترکی گلفروش و از طبقه ی فرودست بانویی آراسته بسازد و در این امر موفق هم می شود...درست شبیه پیگمالیون که پیکره ای بس زیبا آفرید.دو فیلمی که از روی این اثر ساخته شد(پیگمالیون ۱۹۳۸ و بانوی زیبای من ۱۹۶۴) گرچه جایزه ی اسکار را نصیب شاو کرد(او تنها کسی است که هم اسکار و هم نوبل برده است) اما به خوبی خود ِ نوشته منعکس کننده ی مفهوم متن نیستند... زن ِ فرودست ِ کم مایه پس از تبدیل شدن به بانویی جذاب و دلربا و آداب دان دیگر تحمل ِ رفتار ارباب مآبانه و سلطه گرانه ی پروفسور ِ خالق ِ خود را ندارد و طالب رفتاری برابر است و علی رغم علاقه به وی حتا ممکن است دوست نداشته باشد به همسری اش دربیاید...
*
اگر حکومت های خودکامه و دیکتاتورهای مصلح را پیگمالیون فرض کنیم می توانیم جوامع تحت سلطه شان را تندیس و عروسکی بدانیم که به خواست و علاقه ی این پیکرتراشان صیقل می خورند و زیبا می شوند اما این حاکمان نمی توانند(یا نمی خواهند) در آنها روح بدمند چرا که پیداست که عروسک دارای روح سرانجام رابطه ای برابر می خواهد و آزادی اختیار.... همین است که ترجیح می دهند عروسک های خیمه شب بازی بی روحی باشند که به دلخواه ِ حاکم سخن می گوید و به خواست او حرکت می کند... و این البته ترس ِ بزرگی هم هست: معمولا کسانی در کمین اند تا مهار عروسک را در اختیار بگیرند و به اختیار خود بگردانند... پایان خودکامه های همین عصر هم چیزی غیر از این نبود...
*
آن روز که پیگمالیون پذیرفت که در عروسکش روح دمیده شود تلویحا قبول کرد که او را همسنگ خود بداند و حتا به این خطر کند که او را نیز تندیسگری بیآموزد تا به میل خود پیکره ی مطلوب ِ خود را بیآفریند...
***
مشتاقانه منتظرم ادامه ی ماجرای اصلاحات عربستان را ببینم:
آیا این تندیس زیبا شده همچنان میان عروسک گردان ها دست به دست خواهد شد و به میلشان خواهد رقصید یا صاحب روح خواهد شد و حق و حقوق برابر و اختیار و آزادی خواهد طلبید... و سرانجام پیکره ی مطلوب خود را خواهد آفرید....
باید نشست و تماشا کرد...

Telegram.me/raheomid